ورود
نام کاربری
رمز عبور
رمز عبورم را فراموش کردم. ----- یا ----- ثبت نام

چگونه در کلاس درس با دانش آموزانی که لکنت زبان دارند برخورد کنیم

  • 1397/09/17
  • 237
  • 5
  • 0

مقدمه:

صحبت کردن، بخشی از فعالیت های طبیعی انسان است.مابه ندرت به درجه اهمیت آن می اندیشیم در واقع آدمهایی که خیلی حرف می زنند کمترهم می اندیشند! در برقراری تماس مکالمه ای با دوستان وافراد اجتماع معمولاً احساس زحمتی نمی نمائیم . وحتی تصور این که ممکن است کسی در مکالمه اجتماعی دچار اشکال شود به ذهن ما کمتر خطور می کند.در این رابطه ، بیشتر افراد معمولاً فقط زمانی احساس ضعف و نارسائی در تکلم می نمایند که لازم می آید برای جمعیتی سخنرانی نموده ویا باشخص بسیار مهمی صحبت نمایند.

زبان وسیله بیان عقاید ونظرات است که به کمک علائم وبر طبق قواعد ودستور زبان وعلم معانی بکار میرود.زمانی زبان دچار نقص ونارسائی می شود که بگونه ای ، صحبت کردن برخلاف قواعد دستوری باشد ، یا غیره مفهوم باشد ویا از نظر شخصی یا فرهنگی مطلوب نباشد ، ویا اینکه دستگاه صوتی (زبانی)مورد سوء استفاده واقع گردد(بدزبانی).

به هنگام تولد گریه تنها صدائی است که از کودک شنیده میشود به تدریج ازهمین گریه وصدای اولیه ظرف چند سال کودک انسان در حال طبیعی براساس قواعد دستوری وفهم مطالب وانتخاب کلمات وعلامت مناسب و000 ازعهده سخن گفتن بخوبی بر می آید.

کودک معمولا در حدود 12 ماهگی اولین کلمات را بر زبان میراند وحدود 18 ماهگی تا 2 سالگی اولین جملات ساده وابتدائی را می سازد،و بتدریج قادر به سخن گفتن وبیان نظرات خود و درک مطالب ومفاهیمی که در صحبت ومنظور دیگران نهفته است میگردد. چنانچه در حدود سنین فوق بطور طبیعی وعادی نتواند در بیان مقصود خود ازکلمات وجملات متناسب استفاده نماید و همچنین مشکلاتی در فهم مطالب داشته باشد ویا بعبارت ساده تر دیر زبان باز کند احتمالاًاز نظر گویائی دچار نارسائی ها واختلالاتی شده است.

چکیده

لکنت زبان عمدتا و بطور کلی جز در موارد استثنایی در دوران خردسالی آغاز شده و یک پدیده خاص دوران کودکی است. معمولا از سنین 2 تا 4 سالگی شروع می شود. لکنت زبان از مهمترین و متداولترین اختلالات تکلمی است. در سنین 6 تا 7 سالگی نیز که مصادف با زمان آغاز مدرسه می باشد به لحاظ ویژگیهای عاطفی و سازگاری اجتماعی خاص این دوره موقعیت مناسبی است برای بروز لکنت زبان در میان کودکانی که بیشتر مستعد چنین اختلالی می باشند. گاهی از موارد در دوران بلوغ نیز افرادی که قبلا به نحوی لکنت زبان داشته اند دچار لکنت زبان می شوند.

در واقع سن ، شرایط و ویژگیهای بلوغ نیز احتمالا در تغییر شکل یا تشدید لکنت موثر است. لکنت زبان در میان پسران بیشتر از دختران است و در بررسی ها و تحقیقات مختلف نسبتی در حدود 70 درصد برای پسران و 30 درصد برای دختران ذکر گردیده است. بسیار دیده ایم که بعضیها به هنگام صحبت ، لکنت زبان دارند؛ یعنی زبان شان بر سر برخی از حروف گیر می کند. با چنین افرادی باید با ملایمت رفتار کرد؛ ولی متاسفانه عده ای هستند که کند زبانی را دستاویز شوخی و ریشخند می پندارند. کندی زبان در جایی پیش می آید که دستگاههای تکلم انسان دچار پاره ای از تشنج هاست؛ از اینرو ادای کلمات ناگهان به مانع برخورد می کند و پیوسته مکثی در میان صحبت روی می دهد. به هنگام چنین رویدادی معمولا انسان حرفی را که روی آن مکث ایجاد شده است، چندبار تکرار می کند.

لکنت زبان

لکنت زبان عمدتاً وبطور کلی بجز در موارد استثنائی در دوران خرد سالی آغاز شده ویک پدیده خاص دوران کودکی است0 معمولاً از سنین 2 تا 4 سالگی شروع می شود . وتقریباً از هر صد کودک یک نفر مبتلا به لکنت زبان است وتقریباً80 درصد ازکودکانی که به نحوی مبتلا به لکنت زبان بوده اند بتدریج مانند افراد دیگر بطور طبیعی صحبت مینمایند. لذا لکنت زبان از مهمترین ومتداول ترین انواع اختلالات تکلمی است در سنین 6 و7سالگی نیز که مصادف با زمان آغاز مدرسه می باشد ،به لحاظ ویژگی های عاطفی وسازگاریهای اجتماعی خاص این دوره ، موقعیت مناسبی است برای بروز لکنت زبان در میان کودکانی که بیشتر مستعد چنین اختلالی می باشند 0 گاهی از موارد در دوران بلوغ نیز افرادی که قبلاًبه نحوی لکنت زبان داشته اند دچار لکنت زبان می شوند در واقع سن و شرایط و ویژگی های بلوغ نیز احتمالاًدر تغیر شکل وتشدید لکنت موثر است . لکنت زبان در میان پسران به مراتب بیشتر از دختران است ودر بررسی ها وتحقیقات مختلف نسبتی در حدود 70درصد (برای پسران)و30درصد (برای دختران) ذ کر گردیده است(گالاگر ، جیمز ، ترجمه جوادیان ، 1376).

در تعریف کودکان مبتلا به لکنت زبان می توان چنین خلاصه نمود که آنها بطور غیره طبیعی حروف وکلماتی را تکرار می نمایند و به عبارت دیگر فاقد روانی وسلاست در گفتار می باشند.یا اینکه اختلال گفتاری در آنها مربوط به وقفه های عضلانی است که هنگام تلفظ حروف وسیلابها عارض شده ومانع از شروع یا ادامه سخن می گردد.

این لکنت وتوقف تحمیلی معمولاًباتشنج ،فشار وتقلا برای ادامه کلمات وسخن گفتن همراه است وبه همین دلیل کودکی که لکنت دارد گاهی بخشی از کلمه ای را که با شدت تکرار نموده و یا ازقسمتی از کلمات بطور ناقص رد شده وسعی می کند به صحبت خود ادامه دهد. در لکنت زبان ،معمولاًمدت زمان وقفه در صحبت و فراوانی ،توالی وقفه ها ونیز شدت وکثرت تکرار حروف یاکلمات ومیزان فشار وکوشش عاطفی در تلفظ کلمات ،بصورت های مختلف وبه نسبت های متفاوت در میان کودکان ودانش آموزان مبتلا به لکنت زبان مشاهده می شود که توجه ومطالعه در موارد فوق وارزیابی دقیق آنها کمک موثری است.

در روشهای گفتاردرمانی بطور کلی میتوان باتوجه به عوارض وحالات مختلف لکنت (یعنی مدت زمان وقفه ها وفراوانی وتوالی آنها وشدت وکثرت و تکرارومیزان قوت فشار وتشنج مربوط به تلفظ حروف وکلمات )دو نوع لکنت را مشخص نمود(گالاگر ، جیمز ، ترجمه جوادیان ، 1376).

1- لکنت کلونیک یاحالت تکراری دربیان کلمه

در این نوع از لکنت زبان کودک یک سیلاب از کلمه ای را(که معمولاًاولین سیلاب کلمه را )با سرعت وتشنج تکرار میکند 0

مثلاًکلمه پدر چنین بیان می کند پ پ پ پدر ویا کلمه خودم خ خ خ خودم ومثالهای از این قبیل .

2- لکنت تونیک یا توقف در تلفظ

دراین حالت که درفعالیت عضلات تلفظی چند ثانیه ای توقف وسکون به وجود می آید وکودک دچار گیر و وقفه در تلفظ وادای کلمه وهمراه با فشار وکوشش وحرکات خاصی است. کودک مبتلی به این نوع لکنت برای ادای کلمه شدیداً به خود فشار می آورد وپس از لحظاتی سکون بطور ناگهانی وبا تشنج کلمه را ادا می کند(گالاگر ، جیمز ، ترجمه جوادیان ، 1376)..

مراحل مختلف لکنت

کودکانی که دچار لکنت زبان هستند معمولاًاز بدو پیدایش لکنت تا مرحله نهائی مراحل مختلفی را بشرح زیر می گذرانند :

1- لکنتی که کودک پذیرفته است :

در اولین مرحله از لکنت میتوان از لکنت پذیرفته شده توسط کودک رانام برد .کودک در این مرحله متوجه می شود که برخی از حروف وکلمات را بطور غیره طبیعی تکرار می نماید اما بنظر می رسد که نگران حالت گویائی خودش نیست کودک از اینکه اختلال تکلمی دارد ناراحت نبوده و رنجی نمی برد و کوششی هم بر رفع آن از خود نشان نمی دهد . در این مرحله لکنت کودک معمولا همراه با اختلالات تنفسی و یا علائم وعوارض بیماری نمی باشد. نوع لکنت کودک در این مرحله بیشتر از لکنت کلونیک یا تکراری است وبه همین دلیل در این حالت برنامه های گفتار بیشتر موثر است.

2- لکنتی که کودک در برابر آن عکس العمل نشان می دهد _ لکنت پس رانده

بتدریج که کودک بزرگ شده ودامنه مکالمات وسیع تر می شود به واسته رفتارهای خاص وفشارهائی که معمولاً از سوی همسالان و والدین و معلمان و مدرسه متوجه کودک می شود ، سبب می شود که کودک بطور قابل توجه و روز افزونی باتعجب وگاه همراه با دلسردی نسبت به چگونگی اختلال گویائی خود عکس العمل نشان دهد0 مثلاً به محض اینکه برخی از اعضای فامیل ونزدیکان واطرافیان کودک متوجه می شوند که او لکنت دارد.

رفتارها و واکنشها ی مختلفی از خود نشان می دهند گاه فوق العاده متعجب و هراسان شده ورفتارهای شتابزده نسبت به کودک ابراز می دارند وزمانی هم بطور طبیعی اظهار محبت وکودک نوازی می نمایند.در هر حالت کودک این واکنشها را در ک کرده وباالطبه عدم اطمینان وتنش عضلانی او بیشتر می گردد.

این گونه رفتارها وهمچنین انتظارو توقع فوق العاده والدین که دلشان می خواهد فرزندشان زیر فشار نگاهها وسخنان آنان ، مانند دیگر همسالان به خوبی وروانی صحبت کند ،این انتظار باعث می شود که توجه کودک را به اختلال خود بیشتر جلب نموده وهمین موضوع موجب افزایش هیجان کودک شده و او را وادار به توجه بیشتر به لکنت خود وباالطبع نشان دادن عکس العملهای مختلف می نماید. آغاز مرحله دبستان برای چنین کودکی از حساسیت فوق العاده ای بر خوردار است. این مرحله خود مستلزم آمادگی سازگاریهای عاطفی واجتماعی جدیدی بوده وبالطبع همه کودکان بویژه کودکی که لکنت دارد با فشارهای مختلفی روبرو است توسعه روابط اجتماعی برای کودک ،انتظارات معلم در کلاس درس ، نگاهها وخنده ها وتمسخر دیگر شاگردان ،همه باهم موجب می شود که کودک مبتلی به لکنت با مشکلات بیشتری روبرو شود. از لغات وکلمات و در نتیجه انتظار دیگران از او برای بیان سریع جملات وغیره روبروست(گالاگر ، جیمز ، ترجمه جوادیان ، 1376). .

در این مرحله کودک به اختلال گویائی خویش بطور آگاهانه وقوف پیدا نموده وعلاقه شدیدی در تصحیح وبهبود تکلم خود نشان می دهد وهمواره می کوشد که با تحمل واضطراب وفشارهای روز افزون بر لکنت خود فائق آید.گاهی از اوقات کودک برای رفع نگرانی وپرهیز از بروز لکنت از حضور وشرکت در بعضی از مکانها وموقعیت ها خود داری مینماید .

البته این قبیل از کوششهای کودک در ابتدا ودر بدو امربنظر خوب میرسد ،اما در نهایت ثمره چندانی ندارد زیرا غالب رفتارهائی که خود برای کتمان نمودن لکنت خود ویا پرهیز ازموقعیت ها ئی که برایش احتمالاًزمینه بروز لکنت نامطلوب است نشان میدهد ،معمولاً موجب تشدید لکنت او میگردد. همان گونه که اشاره گردید از جمله ویژگی های این مرحله از لکنت زبان کوشش وتلاش فوق العاده وافراطی کودک برای جلو گیری از لکنت خود بوده وبه همین جهت دچار اضطراب وهیجانات بیشتری شده وباالطبع لکنتش شدیدتر میشود.

در دوره مدرسه نیز به لحاظ ویژگی های آن غالباً لکنت کودک تشدید می گردد.بویژه آنکه در کلاسهای دبستان همکلاسی های کودک بدون ترحم دربرابر تکرار کلمات ویا وقفه های تکلمی کودک عکس العمل نشان داده وبه مسخره کردن او می پردازد ، طبیعی است در چنین شرایطی نیز کودک آن زمان که میبایست به سوألات معلم پاسخ دهد از بیم آنکه مبادا ورد تمسخر دیگران واقع شود ،دچار تشویش واضطراب بیشتری می شودلذا توسعه وتشدید تنشها وهیجانات کودک در این مرحله بیشتر صورت گرفته وخود ازجمله عوامل شدید شدن لکنت کودک می گردد(گالاگر ، جیمز ، ترجمه جوادیان ، 1376)..

یکی از خصوصیات این مرحله از لکنت زبان بروز اختلالات ویا رفتارهای نامطلوب الحاقی می باشدبعبارت دیگر کودک تصور مینماید که با نشان دادن حالت یا حرکتی ضمنی وبیهوده مانند یک ژست کوچک (مثل خم کردن ابرو) یاتلفظ بعضی از حروف وکلمات ویاجملات اضافی میتواند جلو بروز لکنت خود را بگیرد.

کودک در ابتدا این قبیل رفتار وحرکات را بطور عمدی انجام می دهد ،اما این حرکات ورفتارهای ضمنی والحاقی به تنهایی نمیتواند از نظر رفع لکنت کودک مفید واقع گردد لذا بتدریج خود این رفتار اضافی بصورت عادت در آمده وبطور غیره ارادی همراه بالکنت کودک ظاهر میشود.

ازجمله این رفتارهای ضمنی عبارتند از حرکات مختلف چهره مثل اخم کردند و فشردگی عضلات پیشانی ، گونه ، صورت وچشمک زدن و انقباض عصبی دستها ارتعاش عصبی پاها ، تکان دادن سر وغیره . ترس موهوم از کلمات ازجمله ویژگی ها وخصوصیات این مرحله از لکنت زبان ، آن است که کودک نسبت به بعضی از کلمات واصوات حساسیت ونگرانی خاصی دارد. بطوری که همواره کوشش می کند بعضی از کلمات واصوات بکار نبرده وبرای بیان مطلب خود از بعضی دیگر استفاده نماید. کودک با این جایگزینی کلمات واصوات سعی می کند که از بروز لکنت جلو گیری نمایددر ابتدا احتمالاً او بطور موقت با این روش به یک موقعیت نسبی میرسد ، اما بتدریج همین روش جایگزینی کلمات ، خود موجب تشدید وپیچیدگی لکنت میشود بیویژ ه آنکه ترس از بعضی از کلمات رفته رفته تعمیم میابد. مثلاً اگر کودک از ادای کلمه ای که با ص شروع می شود نگرانی دارد مانند ، صحبت ، بتدریج نسبت به کلمات دیگری که با حروف یا صداهای مشابه شروع میشود نیز حساسیت پیدا مینماید مانند .س.سمینار ویا .ض. مانند ضبط صوت وغیره .

کم کم که عمل جانشین سازی کلمات واصوات اثر خود را از دست میدهد گاهی اوقات نیز کودک برای اجتناب از لکنت و وقفه های تکلمی مجبور می شود که جمله ویا فکر خود را عوض کند که در نهایت این روشها نمیتواند اورا از لکنت خود رها نماید(گالاگر ، جیمز ، ترجمه جوادیان ، 1376)..

3- لکنت پیچیده وشدید

بتدریج که حرکات و رفتار ضمنی همراه با لکنت کودک بصورت غیره ارادی ظاهر میگردد ، شدت لکنت افزایش میابد. بنحوی کودک نسبت به همه موقعیت ها وبه همه کلمات وهمه اصواتی که با عدم روانی وسلاست او در صحبت توأم میشوند ، حساسیت ونگرانی پیدا میکند ، در این شرایط لکنت خود روزبه روز پیچیده تر وشدیدتر میشود . بطوری که هرچقد بیشتر نسبت به موقعیت ها کلمات وجملات از خود نگرانی وترس نشان میدهد لکنت او بیشتر میشود وهر چقد لکنت او بیشتر میشود ، نگرانی وترس او از شرایط و موقعیت ها وکلمات و اصوات افزایش میابد.

دراین مرحله ،حرکات ورفتارهای الحاقی وضمنی غیره ارادی فرد مبتلا به لکنت که در بعضی از مواقع با تشنج توام است متنوع تر میشود. گاهی اوقات در بعضی از افراد بصورت اختلالات تنفسی ودر بعضی دیگر بصورت حرکات عضلات چهره وگردن ویا لرزش وحرکات غیره ارادی دستها وپاها وسرجلوه مینماید. در این مرحله از لکنت گاهی اوقات شدت لکنت بصورت ادواری در میاید مثلاً شخص برای مدت 3تا 4 روز یا بیشتر بصورت خیلی شدید مبتلا به لکنت میشود وبعد از آن برای مدت کمتر دچار وقفه های لکنت میشود.

فرد مبتلی به لکنت بخوبی به دوره ای بودن وضعیت لکنت خود آگاه است اما امکان اینکه این دوره ها را پیش بینی نماید برایش مقدور نمیباشد البته در مواردی نیز شدت لکنت فرد براساس موقعیت های مختلف تغیر می کند. مثلاً وقتی که میخواهد تلفن بکند ویا با شخصیتی صحبت نماید ویا باتازه واردی بطور ناگهانی حرف میزند و...دچار لکنت شدید میشود. البته این وضعیت نیز ثابت وقابل پیش بینی نمی باشد. دوران بلوغ تحولات فیزیولوژیکی وعاطفی و اجتماعی خود در این مرحله از لکنت پیچیده بی تأثیر نمی باشد در بعضی از مواقع مسائل ومشکلات وناراحتی های جدید دوران بلوغ موجب اجتناب از تکلم وسکوت فرد می گردد واین انزوا وقطع برقراری رابطه کلامی غالباًموجب تشدید لکنت می شود وشدت لکنت نیز خود منشاء نگرانی ها وناراحتی های دیگری میشود(گالاگر ، جیمز ، ترجمه جوادیان ، 1376)..

علل لکنت زبان

درواقع دلایل بروز لکنت زبان در کودکان تاکنون بطور دقیق روشن نشده است اما آنچه که تا حدودی مشخص است آن است که لکنت نمیتواند علت واحدی داشته باشد بلکه همواره معلول علل بدنی وعاطفی واجتماعی ویا ترکیب این عوامل است.

بسیاری از افرادی که لکنت زبان دارند دچار بعضی از ناراحتی ها ی عصبی وناسازگاریهای اجتماعی هستند.اما تشخیص اینکه آیا اینگونه ناراحتی های روانی علت لکنت زبان است ویا لکنت خود حاصل حالات وفشارهای ناشی از اختلالات روانی است ، بسیار مشکل است . در بعضی از مواقع لکنت زبان ممکن است حاصل نارسائی ها واختلالات دستگاه عصبی باشد ویا در مواردی نیز لکنت زبان از زمان کودکی بر اثر بعضی ناهنجاریها ی خفیف فیزیولوژیکی پدید آید(کاکاوند ، عیلرضا،1385).

شاید علت این امر به خاطر تفاوت های سرشتی مابین دختران و پسران بخصوص در طول دوران اولیه رشد گفتار و زبان آنان باشد و یا به دلیل تفاوت واکنش های محیط (به خصوص خانه) نسبت به توانایی آنها که باعث این می شود پسرها بیشتر نسبت به دخترها لکنت داشته باشند.

رفتارهای کلامی که نشان دهنده شروع لکنت می باشد شامل لرزش های چهره ناشی از تنش زیاد، گفتار محتاطانه، گفتار خیلی سریع یا گفتار کند و آرام، دستپاچگی حین تکلم و مکث در وسط جمله و برگشت و شروع مجدد می باشد.

برخی از رفتارهای غیرکلامی شروع لکنت نیز شامل کم رویی و روبرگرداندن، علائمی از افسردگی و غمگینی، نگرانی و ضعف در مهارت های اجتماعی می باشد.

زمانی که کودک تعداد زیادی از این رفتارها را نشان می دهد والدین بایستی نگران شوند. معمولا کودک لکنت زبانی اگر برادر یا خواهری داشته باشد آنان می توانند در پیشرفت او کمک کنند یا بالعکس مانع وی شوند.

گاه آنان فرصتی به کودک نمی دهند که حرفش را بزند و کودک هم به دلیل لکنت زبان همواره نیازمند اعمال کنترل روی بقیه افراد خانواده است تا در فرصت های مناسب بتواند صحبت کند. در واقع او نیازمند حمایت پدر و مادر خود می باشد.

البته این حمایت به آن معنا نیست که او همیشه باید اجازه حرف زدن داشته باشد و یا قوانین سفت و سختی را اعمال نمایید که هیچ کدام از بچه ها، هرگز صحبت او را قطع نکنند بلکه لازم است رفتار معقولی داشته باشید و در مورد تصمیم گیری روی زمان های صحبت کردن وی به عنوان والد انعطاف پذیر باشید.

● آنچه باعث لکنت می شود

باورهای نادرست فراوانی درباره لکنت زبان وجود دارد. برخی معتقدند که لکنت زبان به دلیل مشکل هیجانی حل نشده یا اضطراب است اما به دلیل فقدان شواهد علمی این نظر کنار گذاشته شد. چون این مشکل گفتاری در خانواده ها شایع است، پژوهشگران ویژگی های خانوادگی را از جمله علل اصلی لکنت زبان دانسته اند.

اما احتمال ندارد که چنین رفتاری به طور عمده، به دلیل کارکرد محیط زبانی کودک باشد. می توان گفت عوامل ژنتیک، سهم بسزایی در سبب شناسی لکنت زبان دارند براساس بررسی های انجام شده، بیش از دو سوم لکنت زبان به دلیل وراثت و یک سوم باقی مانده ناشی از عوامل محیطی می باشد.

در مورد کودکان دچار لکنت زبان، معمولا وقتی درمان توصیه می شود که تکرار صداها و هجاها بیش از حد روی دهد و پدر و مادر یا خود کودک نگران مشکلات گفتاری باشند، یا در کودک نشانه هایی حاکی از نگرانی در چهره یا گرفتگی صوتی آشکار شود.

معمولا درمان روان شناختی رایج برای کودکان مبتلا به لکنت زبان این است که به والدین آموزش داده شود تا خیلی آهسته با کودکان خود صحبت کنند، از جمله های کوتاه و ساده استفاده کنند تا در اصل از فشاری که کودک ممکن است به دلیل صحبت کردن احساس کند، بکاهند.

به هر حال از آن جا که اکثر کودکان، لکنت زبان را پشت سر می گذارند، یکی از مشکلات والدین و متخصصان بالینی تعیین این موضوع است که درمان، مداخله است یا تداخل. می توان گفت در مورد لکنت زبان دو عامل فشارزا بسیار مهم می باشند.

یکی فشارهای مربوط به ارتباط با دیگران و دیگری فشارهای مربوط به فرم زندگی می باشد. در مورد فشارهای مربوط به ارتباط با دیگران، مثال بسیار خوب این است که شنونده چه با حرکات و چه با کلمات با گفتن «یواش تر» «عجله نکن» یا «آرام باش» عکس العمل نشان می دهد و یا برعکس با گفتن «زودباش»، «سریع صحبت کن» در واقع واکنش منفی نشان می دهد.

دومین عامل فشارزا، فشارهای مربوط به فرم زندگی کودک می باشد برخی از والدین در مورد برنامه روزمره فرزندشان مانند بیدار شدن، غذا خوردن، نظافت کردن، خوابیدن و... رفتار بسیار سفت و سختی را اعمال می کنند و کودک را وادار می کنند که کارهایش را دقیقا طبق ساعت انجام دهند و اغلب نیز نتیجه خوبی نمی گیرند و مایوس می شوند.

● دانش آموزان مبتلا به لکنت زبان

در دوره دبستان که دانش آموزان به دنبال جلب توجه هستند و با یکدیگر رقابت می کنند، ممکن است برخی از همکلاسی ها به لکنت کودک توجه و او را مسخره نمایند و همین امر او را از دیگران جدا سازد.

در این میان اگر کودک اعتمادبه نفس و احساس خودارزشمندی بالایی داشته باشد، تحت تاثیر این آزارها قرار نمی گیرد.

اما بسیاری از این دانش آموزان ناراحت و منزوی می شوند و ترجیح می دهند سکوت کنند. در حقیقت ناراحتی و سرخوردگی آنها بیشتر ناشی از ناتوانی شان در ابراز خود است که گاه ممکن است منجر به رفتارهای خشونت آمیز بشود.

زمانی که کودک دچار لکنت می شود و شنونده (اعم از پدر، مادر، دوستان و...) واکنش منفی نشان می دهند و زمانی که تلاش برای درمان وی موفقیت آمیز نیست، همه این عوامل موجب خشم و سرخوردگی دانش آموز شده و تصویری منفی را در او ایجاد می کند.

لکنت زبان در بعضی از دانش آموزان با شروع مدرسه و یا زمانی که در مدرسه هستند، بیشتر می شود. اگر کودک مبتلا ناراحت به نظر می رسد و صبح ها از رفتن به مدرسه خودداری می کند، بهتر است والدین با او صحبت کنند و از او بخواهند احساساتش را درباره مدرسه بیان کند.

پدر و مادر می توانند با گوش دادن به درددل های کودک در خصوص ناراحتی هایی که در مدرسه با آن مواجه می شود و همچنین ارائه رهنمودهای مثبت از وی حمایت نمایند.

هرگز نباید در کودک این احساس به وجود آید که با دیگران فرق دارد. در شکل گیری چنین برداشتی معلم نقش مهمی را ایفا می نماید چرا که دانش آموز بیشترین وقت خود را در کلاس درس می گذراند.

برای مثال معلم می تواند به جای آن که دانش آموز را به دلیل لکنت زبان از برنامه روخوانی کنار بگذارد و در موقعیت های صحبت کردن ملاحظه او را بکند، او را در تمام فعالیت های کلاسی شرکت دهد.

چرا که کنار گذاشتن وی از فعالیت های کلاسی به بهبود لکنت کمکی نمی کند. همچنین معلم باید از این واقعیت آگاه باشد که می تواند تصویر کاملی از تمامی رفتارهای دانش آموز به والدین ارائه نماید ایجاد چنین احساسی در معلم باعث می شود که وی درک کند همکاری او جزیی از مراحل درمان لکنت دانش آموز محسوب می شود.

● بایدها و نبایدها در مورد کودک لکنت زبانی

▪ بایدها

کودک خود را با مشکل لکنت زبانش بپذیرید و اجازه دهید او نیز این مساله را احساس کند.

سعی کنید ریشه اضطراب و فشار روانی وی را شناسایی کرده و آن را از بین ببرید.

خودتان به آرامی سخن بگویید تا غیرمستقیم به او آرام سخن گفتن را بیاموزید و او نیز از شما الگوبرداری کند.

به او فرصت دهید تا در کمال آرامش و بدون عجله و اضطراب حرف بزند.

درباره لکنت زبانش با او حرف بزنید تا بداند شما شرایط او را درک می کنید و به این موضوع توجه دارید.

سعی کنید احساسات او را درک کنید و از او بخواهید با کلمات و جملات کوتاهی که دوست دارد احساسش را بیان کند.

به یاد داشته باشید تشویق عامل بسیار موثری برای افزایش اعتمادبه نفس اوست و باعث کمتر شدن فشار حاصل از لکنت زبانش می شود.

▪ نبایدها

هرگز ادای او را در نیاورید و مسخره اش نکنید حتی به قصد شوخی نیز به او نخندید.

به خاطر طول کشیدن زمان صحبت کردنش بر سر او فریاد نزنید و دعوایش نکنید.

نگذارید کسی به صحبت کردن او ایراد بگیرد و این قانون را برای تمام اعضای خانواده در نظر بگیرید.

اشتباهاتش را اصلاح نکنید و سعی نکنید جملاتش را کامل کنید.

از این که این گونه سخن می گوید خود را نگران نشان ندهید.

او را به صحبت کردن بخصوص در میان جمع مجبور نکنید.

روشهای اصلاح ودرمان لکنت زبان

امروزه از روشهای مختلف ومتنوعی برای اصلاح ودرمان و بازپروری اختلالات گویائی ولکنت زبان استفاده مینماید 0 ازجمله این روشها عبارتند از :

1- روشهای زبانی یا تلفظی

در این روش که بیشتر در مورد کودکان 7 ساله وبه بالا بکار میرود توجه وتأکید بر اصلاح تلفظ وبازپروری ریتم تنفسی است در این روش تمرینهای مربوط به رها ساختن عضلانی وجلو گیری از گیر وفشار ، از اهمیت بسزائی برخوردار است (کاکاوند ، عیلرضا،1385)..

2- روش دوجانبه یا مکمل

در این روش به بازپروری پرورش جنبه های دوگانه فکری وزبانی اهمیت فراوان داده میشود 0 این روش بیشتر در مورد کودکان 3 تا 7 ساله استفاده میشود ومعمولاًنتایج ثمر بخشی دارد 0 هدف این روش در واقع پرورش دوگانه ای از قدرت وصحت تفکر و قدرت و صحت بیان است 0 بعنوان مثال برای نیل به این منظور به کودک میاموزند که : افکار خود را صریح وروشن دریابد فقط افکار واضح وروشن خود را به زبان جاری نماید وکلمات وجملات را دقیق ورسا بازگو نماید(کاکاوند ، عیلرضا،1385)..

3- روشهای روان درمانی

این روشها بویژه در مورد افرادی که دچار کشمکش های عاطفی واختلالات روانی عصبی هستند بکار میرود روش روان درمانی برای کودکانی که در سنین پائین هستند معمولا ثمر بخش نمی باشد(کاکاوند ، عیلرضا،1385).

4- روش دارو درمانی

برخی را اعتقاد بر این است که یکی از عوامل لکنت تنشها واضطراب وهیجانات عاطفی است ، لذا داروهای آرامش بخش میتواند تا حدودی کودک را از اضطراب وهیجانات عاطفی بدور داشته ودر نتیجه لکنت زبان اورا تقلیل دهد(کاکاوند ، عیلرضا،1385)..

5- رفتار درمانی یکی دیگر از روشهای متداول ونسبتاً در اصلاح و باز پروری لکنت زبان روش تغیرات واصلاحات رفتاری میباشد. نظریه مدافعان این روش در این است که یکی ازعلل لکنت زبان کودک رفتارهای سازش نایافته ویا نابهنجار اوست. لذا در این روش سعی بر اصلاح رفتارها وبالطبع تقلیل لکنت زبان کودک است(کاکاوند ، عیلرضا،1385). .

همواره یکی از دلایلی که ما نمیتوانیم اطلاعات کاملاً مربوط وجامعی در مورد کودکان و دانش آموزان استثنائی بدست بیاوریم این است که معمولاً وقتی با کودک استثنائی مواجه میشویم ذهن ما بخاطر انباشته شدن از غیره عادی بودن ذهنی یا جسمی کودک پیش داوری مینماید وغالباًویژگی های خاصی که کودکان استثنایی (ازقبیل نابینایی ، ناشناوایی ، عقب ماندگی و...)دارند مشخصه اصلی در زندگی آنها می گردد ومتاسفانه علیرغم آنچه که گذشت فقط بواسطه این ویژگی ها به معلمان ، همسالان وحتی پدران ومادران خود شناخته میشوند وبس 0 اکثر مربیان مانیز دچار همین اشتغال قبلی ذهن میشوند وباالطبع با پیشداوری مشاهدات وآموزش خود را در مورد کودکان ودانش آموزان استثنائی در کلاس درس آغاز مینمایند(هالاهان ، دانیل پی ، ترجمه درهار ماهر، 1372).

مفهوم آموزش و پرورش بنحوی که هر کودک به اندازه توانایی وظرفیتش آموزش ببیند سابقه چندان طولانی در جهان امروز ندارد.کلمه کودکان استثنائی وآموزش وپرورش استثنایی یاویزه پیشرفتی است در امر توجه ونگرش به تفاوتهای فردی (تفاوت بین فرد ودیگران وتفاوت بین استعدادهای مختلف یک فرد )چنان بنظر میرسد که میبایست هر فرد به فراخود توان جسمی وذهنی نیازها ، استعدادها و علائق خود از آموزش وپرورش خاصی بهره گیرد بعبارت دیگر در صورت امکان وحدالمقدور آموزش انفرادی موءثر ترین ومطلوبترین شیوه های آموزشی وپرورشی خواهد بود واز این نظر آموزش عمومی (هنگامی )دانش آموزان در مدارس بدون توجه وکمک وراهنمایی وارشاد اولیاءوفعالیتهای فوق برنامه عادی (فوق العاده) نمیتواند به تنهایی پاسخگو تمامی نیازهای مخ تلف دانش آموزان در شکوفائی وبه کمال رسانیدن استعدادهای او باشد(هالاهان ، دانیل پی ، ترجمه درهار ماهر، 1372)..

آموزش وپرورش استثنایی که میزان تفاوتهای جسمانی ذهنی ورفتاری برخی از دانش آموزان بادیگران از قبیل نارسائیهای بینایی وشنوایی ،گویایی ،ویژگی های ذهنی ناسازگاری بامحیط وغیره به حدی است که تعلیم وتربیت آنها همراه وهمگام وهمشکل بادیگر همسالان آنها بدونه ایجاد تغیرات مطلوب در برنامه ها وروشها وتجهیزات و وسایل آموزشی نمیتواند موثر ومفید باشد در واقع آموزش وپرورش استثنایی برنامه خاصی نیست که کلاً بابرنامه های عادی آموزش وپرورش تفاوت داشته باشد بلکه همانطوری که اشاره شد آموزش وپرورش استثنائی به جنبه های از تعلیم وتربیت گفته میشود که جنبه های استثنایی (ویژگی ها وتفاوتهای فردی )وفوق العاده در آن رعایت شده باشد(هالاهان ، دانیل پی ، ترجمه درهار ماهر، 1372)..

بعنوان مثال : کودکی که نارسائیهای در تکلم دارد علاوه بر آنکه دروس عمومی را توسط معلم در کلاس عادی همراه باسایر دانش آموزان میاموزد ، در اصلاح ورفع نارسایی خود در صحبت کردن نیاز به برنامه آموزشی ویژه ای نیز دارد واین نیاز میبایست توسط یک معلم متخصص تحت برنامه ای فوق العاده تأمین گردد بدهی است کودکان عادی نیازی به این آموزش استثنائی ندارند.

مقدار ونوع آموزش وپرورش ویژه ای که کودک استثنایی بدان نیاز دارد بستگی به عوامل متعددی ازجمله درجه ومیزان چگونگی وتفاوتی است که کودک بادیگر کودکان همسال خود در توانائیها واستعدادها ورشد طبیعی دارد هرچند میزان تفاوت واختلاف در رشد وتوانی یها بیشتر باشد نیاز به آموزش وپرورش استثنایی بیشتر خواهد بود(هالاهان ، دانیل پی ، ترجمه درهار ماهر، 1372)..

عدم تعادل وهماهنگی بین جنبه های مختلف رشد در خود کودک وهمچنین تأثیری که ویژگی ذهنی یاجسمی کودک به جنبه های مختلف کارایی وبروز استعدادهای وی میگذارد از عوامل بسیار مهمی است در تعین چگونگی برنامه های آموزش وپرورش استثنایی باقبول اصل تفاوتهای فردی ، شاید سزاوار باشد که بگوییم برای همه کودکان بطور اعم وبرای کودکانی که دارای تفاوتهای محسوس تری هستند بطور اخص نیاز به برنامه های آموزشی وپرورشی استثنائی داریم(هالاهان ، دانیل پی ، ترجمه درهار ماهر، 1372)..

نظام آموزش وپرورش ،کمیت وکیفیت دانش آموختگان هر ملتی نمایی است از پیشرفت وتمدن آنها وستون دروازه های تمدن هر قومی بر نشانه های اندیشمندان وعالمان مسئول ومتعهد آن میتواند استوار باشد.

این سخن که انسانها همه مساوی آفریده شده اند (الناس فی الاسلام سوأ) منادی این پیغام است که انسانها همه در برابر قرآن مساوی اند وبه عبارتی انسانها همه دارای امکانات وفرصتهای برابر اند (باید باشند) واین اشاره به امکانات یکسان ومساوی (نه مشابه ) برای همه کودکان در امر آموزش وپرورش نیز میباشد وگویای این حقیقت است که هر کودک باید به حقوق خود در امر آموزش وپرورش ماطبق حداکثر توانائی ها وظرفیت خود برسد(هالاهان ، دانیل پی ، ترجمه درهار ماهر، 1372)..

بدون توجه به اینکه ظرفیت وتوانایی آموزشی او کم باشد یا زیاد همچنان که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز بدان کاملاًتوجه شده وضمن تصریح حقوق حقه کودکان ودانش آموزان قانون مذکور وظایف ورسالت سنگینی را بردوش کارگزاران جمهوری اسلامی ایران نهاده است.

در منشور جهانی حقوق کودک نیز آمده که همه کودکان بدونه تبعیض در نژاد ورنگ زبان وچگونگی وضع مادی واجتماعی آنان وعلیرغم آنکه هوشی سرشار داشته ویا عادی وعقب افتاده باشند ، نابینا و ناشنوا بوده یادارای هرگونه نقص ویا ضعف جسمی وروانی ویا اجتماعی باشند حق یکسان در بهره گیری از امکانات یادگیری وآموزش وپرورش در حداکثر توانایی واستعدادهای خود دارند زیرا همانطوری که پیشتر اشاره گردید کودک استثنائی اول یک کودک است وبعد کودکی است با استثناها وتفاوتهایی بنابراین وقتی با کودک استثنایی چون نابینا مواجه می شویم نباید آنچنان غرق در نابینائی که از هر تفکری سازنده بازمانده وانسان بودن وشخصیت کودک را فراموش کنیم بلکه شایسته آن است که نخست به خودکودک اندیشید وآنگاه در آنکه نقص بینایی در کودک چه تأثیری در زندگی اوگذاشته وچگونه می تواند محدودیتهایی را که نابینایی در کودک به وجود آورده است به حداقل رسانید ، بنحوی که کودک همراه دیگر همسالان بینای خود در رسیدن به هدفهای زندگی وبهره وری از آموزش وپرورش موفق شود، اندیشید زمانی که طبق ضوابط واصول انسانی و آزادی ،تسهیلاتی در آموزش وپررش کودکان استثنایی نه بعنوان ترحم ودلسوزی وضعیف نوازی بلکه به مثابه وظیفه وتکلیف انسانی در برابر حقوق مسلم کودکان استثنایی بوجود آورده باشیم مستقیماً حقوق سایر کودکان در آموزش وپرورش تضییع ننموده وبدان احترام خواهیم گذاشت.

در واقع برنامه آموزش وپرورش استثنایی در سیستم مدارس ما نه تنها برای کودکان استثنایی ضروری ومفید است بلکه برای کودکان عادی نیز خالی از منفعت نیست ، زیرا کودکان استثنایی اعم از عقب مانده وتیز هوش وناسازگار در کلاسهای عادی مدارس احتیاج به توجه بیشتر معلم دارند اگر معلمی که مسئولیت آموزش 40 نفر شاگرد را بعهده دارد بخواهد توجه لازم را نسبت به آن تعدادقلیل (استثنایی ) معطوف نماید ناگزی باید ازوقتی که در آن همه کودکان باحقوق یکسان باید از آن بهره گیرند بکاهد.

در حالیکه بادر نظر گرفتن امکانات وتسهیلات آموزش وپرورش استثنایی برای کودکانی که بدان نیاز دارند این مشکل برطرف خواهد شد توسعه تستهای هوشی در حدود سال 1900وقتی آغاز میگردد که دولت فرانسه از بینه تقاضا می کند که باتدبیر وسایلی عینی کودکان عقب مانده راشناسائی نماید که در حال حاضر تستهای هوشی بینه ¬_سیمون باتغیرات واصلاحاتی در سراسر جهان برای گروههای مختلف کودکان بکار برده میشود.

بنابر این بامطالعه بر روی کودکان استثنایی دانش وآگاهی ما روی همه کودکان بیشتر شده ونیز قادر به آموختن برنامه ها وروشهای موءثر در آمزش وپرورش کودکان ودانش آموزان مدارس عادی میگردیم.

محققان : روح اله قربانی - عرفان محمدطائمه - حبیب رستمی

منابع :

1. گالاگر، جیمز جی و ای کرک، ساموئل؛ آموزش و پرورش کودکان استثنایی، ترجمه مجتبی جوادیان، آستان قدس رضوی، 1376، چاپ اول،

2. سیف نراقی، مریم و نادری، عزت الله؛ کودکان استثنایی، تهران، پیام نور، 1380، چاپ ششم

3. کاکاوند، علیرضا؛ روان شناسی و آموزش کودکان استثنایی، روان، 1385، چاپ اول،

4. سیف نراقی، مریم و نادری، عزت الله؛ کودکان استثنایی،

5. هالاهان، دانیل پی و کافمن، جیمز ام؛ کودکان استثنایی، ترجمه درهار ماهر، آرین، 1372، چاپ اول،

نظرات کـاربران

ارسال پاسخ برای نظر

ثبت نظر و امتیاز شما

امتیاز شما